محمد تقي المجلسي (الأول)
152
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
تا به منزل خود برد و همچنين مكروهست زنيكه از زنا متولد گشته و زن مخالفه و امّا حضانت و مراد بان نگهداشتن طفلست و تربيت او پس چون زن و شوهر از همديگر جدا گردند و ولد طفل باشد و ايشان در حضانت او نزاع نمايند مادر سزاوار تر است بحضانت پسر تا به دو سال و دختر تا بهفت سال و بعضى گفتهاند تا بنه سال و بعضى ديگر گفتهاند مادام كه شوهر نكرده است و بعد از دو سال پسر و هفتسال دختر پدر اولى مىشود و ايندر صورتيست كه مادر شوهرى ديگر نكرده باشد و كنيز و كافر و ديوانه نباشد پس اگر مادر شوهرى ديگر كند حضانت او ساقط گشته پدر اولى باشد پس اگر طلاق به اين گويد حضانت او بازگردد و اگر طلاق رجعى باشد بعد از عده عود كند و اگر پدر بميرد مادر اولى باشد از ديگران از جد و وصى و غير ايشان و همچنين مادر ازاد مسلمان اوليست از پدر بنده و كافر و اگر چه شوهر كرده باشد پس اگر ازاد شود يا مسلمان گردد پدر اولى شود و اگر پدر و مادر نباشند جدّ پدرى اوليست اگر او نيز نباشد از خويشان او انكه بميراث سزاوارتر است و جدّه اوليست از خواهران و مادر پدر اوليست از مادر مادر و خواهر پدر مادرى با پدرى تنها اوليست از خواهر مادرى و عمه و خاله برابراند و اگر جماعتى كه در حضانت برابرند در ان نزاع نمايند قرعه بيندازند و اگر اولى از حضانت ابا نمايد يا غائب باشد منتقل شود بدورترين پس اگر باز گردد حق او رجوع كند و حضانت تا بحدّ بلوغ است و ولد بالغ رشيد اختيار دارد كه تنها باشد يا بهر كدام كه خواهد فصل پنجم در نفقه و در ان سه بحث است [ بحث ] اوّل در نفقهء زوجه واجب مىشود نفقهء زوجه به دو شرط عقد دوام و مهيّا بودن او از براى تمتع زوج خواه زن ازاد باشد يا بنده مسلمان باشد يا كافر و زن متعه را و زنيرا كه اباء مىكند از تمتع بعضى اوقات يا در بعضى جايها بيعذرى نفقه نيست تا انكه بفرمانبردارى درايد و مالك اگر كنيزك را شب و روز به پيش شوهر فرستد نفقهء او بر شوهر باشد و الّا بر خواجه و نفقه ساقط مىشود بكودكى زوجه چون حرام باشد وطى او و بمرتد شدن و سركشى نمودن او و بطلاق به اين مگر انكه ابستن باشد و ساقط نميشود بكودكى زوج و به مرض زوجه و برتق يا قرن و به سفر واجب بى اذن زوج و غير واجب باذن او و به روزه و باعتكاف واجب و به حيض و به طلاق رجعى و بطلاق به اين كه ابستن باشد و باباء او از وطى بسبب عذرى و واجب است در نفقه هشت چيز اوّل طعام و واجب است انقدر كه كافى باشد از غالب قوت انشهر همچو گندم در عراق و خراسان و برنج در گيلان و مازندران و خرما در حجاز و زرت در يمن و او را تكليف نتوانكرد كه با شوهر چيزى خورد و زوج را رسد كه گندم بدهد و مزد ارد كردن و پختن يا نان پخته دوّم نان خورش و واجبست كه از جنس نان خورشى باشد كه بيشتر خورند در انشهر و در قدر همچنين و چون از جنسى زوجه ملول شود بايد كه بدل كند بجنسى ديگر و زوجه را رسد كه نان خورش بستاند و اگر چه نخورد سوّم خدمت است اگر زوجه از اهل آن باشد كه او را خدمتكارى بايد واجب باشد كه زوج خود خدمت كند يا كسى را به اجاره بگيرد يا بخرد از براى او خادمى و زن خود خدمت كند اگر از اهل ان باشد كه او لايق خدمت باشد الّا در خستگى و واجب نيست در خستگى زن اشربه و ادويه بر شوهر و لازم نيست بيشتر از يكخادم و اگر چه در خانهء خود زياده داشته باشد و اگر زنيكه مستحق خادم باشد طلب نفقهء خادم كند كه تا خود خدمت كند